نبرد نگاشت ۲۲ در جنگ تحمیلی سوم؛
واکاوی تغییر پارادایم در ادبیات حماسی ایران/ از سنگرهای دفاع تا روایتِ اقتدار
دکتر سید احمد علوی؛ عضو کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر تهران و رئیس کمیتههای «آموزش شهروندی» و «میراث فرهنگی و گردشگری»
تقاطعِ تاریخ و هنر، همواره عرصهای برای بازتابِ عمیقترین دگردیسیهای یک ملت بوده است. در این میان، «شعر مقاومت» به مثابه آینهای زلال، سیرِ تحولِ گفتمانِ فرهنگی و ارادهی ملی را به تصویر کشیده است. با گذشتِ دههها، پرسشِ اساسی این است که چرا شعر مقاومت تغییر کرد؟ برای پاسخ به این پرسش، باید از منظری راهبردی، تحولِ ادبیاتِ حماسی را از دورانِ دفاع مقدس تا دورانِ «جنگ تحمیلی سوم» که آن را دورانِ اقتدارِ بازدارنده و فنآوریِ دفاعی مینامیم واکاوی کرد.
دوران دفاع مقدس: جغرافیای خون و مظلومیت (پارادایم نخست)
شعرِ دورانِ دفاع مقدس، تجسمِ «حماسهی خون» بود. در این پارادایم، مضامینِ اصلی حولِ محورِ ایثار، شهادت، عطشِ وصال و مظلومیتِ شرافتمندانه میچرخید.
جغرافیای ذهنی: محدود به جبهههای نبرد، خاک وطن و آسمان معنوی شهادت.
محورهای استعاری: ریشه در مفاهیمِ عرفانی و دینی؛ تشنگی، عاشورا، فکه و شلمچه به عنوان نمادهای ایثار.
زبان و بیان: زبانی حماسی، مرثیهگونه و فریادِ حقخواهی برای بسیجِ عمومی.
هویت ملی: استوار بر پایهی «مقاومت در برابر تجاوز» و «فرهنگِ شهادت».
دورانِ «جنگ تحمیلی سوم»: جغرافیای اقتدار و صلابتِ آهن (پارادایم نوین)
با تغییرِ پارادایمهایِ جهانی و منطقهای، شعرِ مقاومت نیز دچارِ دگردیسی بنیادین شد. «جنگِ تحمیلی سوم»؛ جنگی تمدنی، تکنولوژیک و رسانهای است که هویتِ ملی را در عرصههایِ نوینِ قدرت بازتعریف میکند.
شعر مقاومت تغییر کرد، زیرا ماهیتِ تهدید از «تجاوزِ فیزیکی» به «جنگِ ترکیبی» تغییر یافته است.
جغرافیای ذهنی: فراتر از مرزها؛ متمرکز بر «عمقِ استراتژیک»، «قدرتِ بازدارنده» و «امنیتِ ملی».
محورهای استعاری: گذار از «خون» به «آهن»؛ استفاده از استعارههای سایبری، پهپادی، موشکی و صلابتِ تکنولوژیک.
زبان و بیان: زبانی فنی، هوشمندانه، استراتژیک و متمرکز بر «تفوقِ تمدنی».
هویت ملی: بازتعریف بر مبنای «اقتدارِ علمی و صنعتی»، «قدرتِ بازدارنده» و «ایستادگیِ هوشمندانه».
نتیجه: تداوم در تحول
تحولِ شعر مقاومت از «حماسهی خون» به «صلابتِ آهن»، بازتابِ منطقیِ دگردیسیِ ماهیتِ تهدیدات و ارتقاءِ سطحِ بلوغِ تمدنیِ ملتِ ایران است. این «نبرد نگاشت» به ما میآموزد که ادبیاتِ مقاومت، همواره پیشگامِ درکِ تحولاتِ راهبردی است. به عنوان خادم مردم در شورای شهر، معتقدم حفظِ این «میراث فرهنگی» و ترویجِ «آموزش شهروندی» در سایهی این اقتدارِ نوین، برای انتقالِ هویتِ ملی به نسلهای آینده، یک ضرورتِ اجتنابناپذیر است. شعرِ ما امروز، روایتگرِ ملتی است که با تکیه بر ایمانِ دیروز و اقتدارِ فردایِ خود، قلههایِ تمدنِ نوینِ اسلامی-ایرانی را فتح میکند.
ارسال نظر